یادگاری از حضرت فاطمه (س)
در لحظات آخری که امام
حسین (ع) با همه خداحافظی کرد رو به خواهرش زینب (س) نمود و فرموداُخَیَّة،
اِیتِینِي بِثَوبٍ عَتیقٍ لا یَرغَبُ فیهِ أحَد.
ای خواهر، پیراهن کهنه و یادگاری مادرم را بیاور، تا کسی طمع
نکند آن را از تنم در آورد سپس آن پیراهن را از خواهر گرفت و قسمتی از آن را پاره
کرد تا غنیمت دشمن نگردد.
بعضی نقل کرده اند: چون امام حسین (ع) چند قدمی از خیمه ها دور
شد، حضرت زینب (س) از خیمه بیرون آمد و صدا زد:« برادرم لحظه ای درنگ کن تا وصیّت
مادرم فاطمه (س) را بجا آورم».
امام توقف کرد و فرمود: آن وصیت چیست؟
زینب (س) عرض کرد: مادرم به من وصیّت فرمود، هنگامی که نور
چشمم حسین (ع) را روانه میدان برای جنگ با دشمن کردی، به جای من گلوی او را ببوس،
آنگاه زینب (س) گلوی برادرش را بوسید و به خیمه بازگشت.
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ ساعت 9:52 توسط
|