زيباييهاي ظاهري حضرت زهرا(س)
زيباييهاي ظاهري حضرت زهرا(س)
از آنجا كه يكي از فطريات هر انسان زيبادوستي و گرايش به زيبايي است و از آن جهت كه يكي از صفات حضرت حق جميل است و به آن دليل كه زن مظهري از رحمت و زيبايي و برخوردار از صفت حضرت جميل است زندگاني حضرت زهرا(س) همه و همه زيبايي است چراكه او انساني به تمام معني و كامل است و فطريات واستعدادهاي انساني در انسان كامل در حد عالي به فعليت مي رسد كه از جمله آنها زيبائي دوستي است وهم مظهري تام از صفات حق است كه وليه الله بوده است و لذا مظهر هو الجميل است هموبرترين زن ومتكاملترين آنان است كه سيده نساءعالمين است و زن هم مظهر هوالجميل است لذا در يك كلام كوتاه اما جامع پيامبراكرم(ص) حضرت زهرا(س) را چنين توصيف مي كند: لو كان الحسن شخصاً لكان فاطمه.[اگر براي زيبايي تجسمي بود همانا فاطمه مي شد.]به همين دليل فاطمه(س) و زندگي حضرتش و همه اصول و فروع و متعلقات زندگي او زيبا و زيباست وتجسمي است از زيبائي. سيماي او، سيره او، كلام او، رفتن و آمدن او، بوي او، شوي او، نامهاي او، سيره او و حتي نام فرزندان او (حسن،حسين، زينب، محسن) همه و همه زيبائي است. زيبائي كه اينها همه زيباييهاي معنوي زندگي اوست. علاوه براين زيبائي تولد فاطمه(س) و صحنه هاي زيبائي تولداو، زيبائي محمد و خديجه والدين او، زيبائي علي(ع) و فرزندانش، زيبائيهاي پيروان او، زيبائيهاي سخاوت وكمالات او، زيبائي در ارتباطات حضرتش در همه سطوح در ارتباط با پدر، شوهر، فرزند، مردم، شاگردان، نيازمندان، همسايگان، فرشتگان، حسن تدبير او در زندگي، حسن گفتار او، حسن نام تاريخي ايشان، حسن تربيت ايشان در ارتباط با ديگران، حسن عفاف ايشان باز از ديگر زيبائيهاي شخصيتي حضرت زهرا است.
زيبائيهاي ظاهري زندگي زهرا(س)
همچنين در بين القاب و اسماء حضرت به نامهاي زيباي حوراء، فاطمه،بتولو حوراءالانسيه، تفاحه الفردوس،زهرا،جمال الاباء، شرف الانباء، نوريه،درّهٌ البيضاء(گوهرتابناك)، غرهٌ غراء(سپيدروي نوراني)، عذراء(دوشيزه) برمي خوريم كه هريك حاوي دنيايي از زيبائي و جمال براي حضرت زهرا(س) ميباشد.در روايتي در وصف حسن ظاهري فاطمه(س) آمده است: او زيبارويي بود ماه گونه صفت. در شب چهارده گردنش گويي تكه اي از نقره بود، چهره اش خندان و باز بود و آن هنگام كه تبسم و خنده برلبانش مي نشست دندانهايش همچون لؤلؤ به رشته درآمده نمايان مي گشت. در مقام مقايسه زيبايي او با حورالعين آمده: زيباتر از حورالعين چهارزن بافضيلت جهاني هستند كه برتري آنان بر حورالعين مانند برتري خورشيد برساير فرشتگان است كه آن چهارزن عبارتنداز: آسيه، مريم، خديجه و فاطمه(س). واين همه بيانگر سعادتمندي و موفقيتهاي ظاهري و باطني حضرت زهرا(س) مي باشد چراكه در روايتي يكي از عوامل سعادت آفرين را حسن ظاهر معرفي نموده اند.
قال علي(ع): حسن الصوره اوّل السّعاده
(زيبايي و سلامتي ظاهري اول قدم سعادتمندي است)
زيبائي معنوي
يكي از مهمترين اقسام زيبايي زيبائيهاي معنوي مي باشد. مقصود از زيبائي معنوي زيبائيهايي مي باشد كه مربوط به ظاهر زندگي انسان نمي باشد بلكه زيبائيهايي است كه به رفتار، اخلاق، معاشرت و ارتباط انسان جاذبه اي دلپذير و تماشايي مي بخشد.
براين اساس همه اممور مربوط به انسان مي تواند داراي هيئتي غاير زيبا باشد و مي شود هيئتي زيبا وپسنديده داشته باشد. در بين روايات ديني رواياتي وجود دارد كه به بيان مصاديق زيبائيهاي معنوي مي پردازد لذا با استفاده از برخي ا اين احاديث اشاره اي كوتاه به وجود اينگونه زيبائيها در زندگي حضرت زهرا(س) داريم.
نمونه هايي از زيبائيهاي معنوي در زندگي حضرت زهرا(س)
• عن رسول الله: اِنَّ اللهَ تَعالي جَميلٌ وَ يُحِبُّ الجَمالَ وَيُحِّبَ مَعالي الاَخلاقِ، وَيَكرِهُ سَفسافَها.
[ خداوند متعال زيباست و زيبائي را دوست مي دارد. خوبيهاي والا را دوست دارد و خصلتهاي پست را ناخوش مي دارد.]
اگر خدا زيباست وزيبائيها زا دوست مي دارد مراد زيبائيهاي اخلاقي و مكارم و معالي اخلاقي است و در نقطه مقابل دون شخصيتي و بي هويتي اخلاقي را دشمن دارد. فاطمه زهرا(س) به عنوان يكي از مظاهر اسماءالهي تمام زيبائيهاي اخلاقي را دارا بود. مكارم اخلاقي عبارتنداز:يقين، زهد، ايثار، قناعت، واينها همه در فاطمه زهرا(س) وجود دارد.
• قال رسول الله: الخُشوعُ زينَهُ الصَّلوهِ
( افتادگي و خشوع، زينت نماز است)
طبق روايت فوق خشوع در نماز جلوه بخش نماز است و فاطمه زهرا(س) در نماز بالاترين خشوع را دارد.
• الامام علي(ع): جَمالُ الحُرِّ نَجَنُّبُ العار.
( زيبايي آزاده دوري كردن از ننگ و آزار است)
اولاً يكي از القاب حضرت زهرا(س) حره است.ثانياً زيبائي آزاگان اجتناب از ننگ است و فاطمه زهرا هيچ ننگ و عاري رانپذيرفت از خرافات جاهلي به دور بود از تبرج زنانه پا ك ومنزه بود و بالاتر از همه ننگ سياسي پذيرش حكومت منافقين را نپذيرفت و در برابرآنها نه گفت و دست پرورده همين زهرا(س) حسين بن فاطمه در روز عاشورا باز جلوه اي از زيبائي معنوي را به نمايش گذاشت و فرمود: هيهات منا الذله.
• الامام علي(ع):جَمالُ العَيشِ القَناعَه.
(زيبائي زندگي قناعت است)
قال رسول الله: اَلايثارُ زينَهِ الزُُّهدِ.
(ايثار، زيبائي بي رغبتي به دنياست.)
قال رسول الله: بَذلُ المُوجودِ زينَهُ اليَقينِ.
(بخشش دارايي زينت يقين است.)
قناعت يعني كفايت به مقدار احتياج در زندگي و اين يك زيبائي معنوي براي زندگي است.زهد يعني بي رغبتي به مايملك، ايثار يعني بذل موجودي و مايحتاج، يقين يعني حد عالي علمي در باورها و به جزم رسيدن در اعتقادات اين گروه از زيبائي در فاطمه زهرا واهل خانه او وجود دارد.
قال الصادق(ع):
ثَلاثَهَ هُنَ فَخرُ المُومِنِ وَ زينَهٌ فِي الدُّنيا وَ الاخِرَه: الصَّلوهَ فِي الاخِرِ اللَيلِ وَ يَاسِهِ مِن أيدِي النّاسِ وَ وِلايَه الاِمامِ مِن آلِ مُحَمَد(ص)
(سه چيز اساس اافخار و زيبايي انسان در دنيا وآخرت است: )
• نماز شب درسحرگاهان.
• عدم چشم داشت به دست ومال مردم. (مناعت طبع)
• دوستي و قبولي سرپرستي امام زمان خود از آل رسول (ص)
اين سه زيبائي هاي دنيوي و اخروي نيز در شخصيت ودر برنامه زندگي فاطمه زهرا(س) وجود داشته است او بانويي شب زنده دار ومتهجد بود به شكلي كه از القاب آن حضرت، قوامه ( بسيار قيام كننده در شب) مي باشد. او هيچ چشم داشتي به مال و منال ديگران نداشت بلكه همه موجودي خود را به ديگران مي بخشيد و بالاخره در مسير ولايت وامامت اميرالمومنين بالاترين فداكاريها را نمود و به شهادت رسيد.
قال رسول الله: زَيِنو مَجالِسَكُم بِذِكرِ عَلي بنِ ابيطالِب.
(محافل ومجالس خود را به نام و ياد علي بن ابيطالب آراسته سازيد.(]
نه تنها نام علي بلكه نفس علي زينت بخش خانه زهرا(س) و تجلي بخش محفل زهرا(س) بود. حضرت زهرا(س) زيباترين محبتها و ارادتها را به مولي علي (ع) داشت و از بين همه زيبائيهاي معنوي اين زيبائي بزرگ معنوي هم نصيب او بود كه كفوي همچون علي(ع) داشت. وجود علي(ع) در كنار زهرا(س) و زهرا(س) در كنار علي(ع) كانوني از نور و نور بود ومجمعي از زيبائي در زيبائي.
زيبائيهاي فاطمه(س(
خوبيها و صفات برجسته يا مربوط به ظاهر انساني است كه زبان، چشم، گوش، دست وپا، چگونه بگويد،چگونه ببيند، بشنود وعمل كند، كه درستي كار اينها بهترين معرفي شخصيت انسانها خواهد بود.
• اما زبان فاطمه اطهر، آنچنان زباني است كه عايشه درباره اش مي گويد زباني راستگوتر از زبان فاطمه(س) جزپدرش نديده ام.
قالت عايشه: مارَأَيتُ اَحَداً قَطُّ اَصدَقَ مِن فاطِمَهُ غَيرَ اَبِيها.
• اما چشم زهرا آنچنان است كه پدرش از بهترين چيزها براي زن از دخترش مي پرسد: در پاسخ مي گويد: زن مردي را نبيند و مردي هم اورا نبيند. مرد كوري از فاطمه اجازه مي خواهد، فاطمه(س) خود را مي پوشاند، نبي گرامي مي فرمايد: چرا خود را پوشاندي؟او كه تورا نمي بيند! در پاسخ پدر مي گويد: او مرا نمي بيند ولي من او را مي بينم؛ او استشمام بو مي كند. پيغمبر كه اين سخن و حالت غيرعادي را از دخترش ديده فرمود: گواهي مي دهم كه تو پاره اي از من هستي.
• اما گوش بتول آنچنان گوشي است كه زماني دو آيه مربوط به جهنم به پدرش نازل مي شود، پدرش سخت ميگريد. فاطمه(س) به پدرش مي گويد جانم به قيربانت چرا گريه مي كنيد؟ نبي اكرم مي فرمايد بخاظر اين دو آيه. همين كه فاطمه(س) اين سخن را از پدرش مي شنود، به زمين افتاده و مي گويد: واي پس واي برآنكسي كه وارد جهنم گردد.
• اما دست راضيه، آنچنان بود كه از بس دسته دستاس را چرخانده بود، دستش مجروح شده بود و باز همين دست بود كه درشب عروسيش پيراهن عروس را به فقير و گدا داد، چه بسيار كارهاي خير ديگري كه همين دست انجام داده است.
عن الزهري قال: لَقَد طَحَنَت فاطِمَهُ بِنتُ رَسولُ اللهِ حَتّي مَجَلَت يَداها وَطَبَت الرَّحي فِي يَدِها.
• اما پاي فاطمه آنچنان بود كه حسن بصري مي گويد: اعبد اين امت فاطمه است. چنان براي عبادت ايستاده بود كه پاهايش ورم كرده بود. و عايشه مي فرمود: فاطمه راه مي رفت به مانند راه رفتن رسول خدا. (ممكن است حديث معناي وسيعتري داشته باشد(
• اما زيبايي جمال او و اين روشنايي چهره زهرا(س) بود كه آنچنان مي درخشيد كه در ماه رمضان برروشنايي ماه فزوني داشت. روايات روشناي چهره زهرا(س(بسيار زياد است.
• اما زيبائي اخلاق او و اين اخلاق محدثه بود كه زماني بانوي ده مسئله از مسائل نماز را، پي در پي از محدثه مي پرسيد، وآن حضرت همه را با گشاده رويي پاسخ مي داد.
• و اين قلب پرمهر فاطمه(س) بود كه امام موسي بن جعفر مي گويد: روش فاطمه(س) اين بود كه در شبها در حال عبادتش به مردم دعا مي كرد و براي خود دعا نمي كرد و زماني كه از جهتش جويا مي شوند، در پاسخ مي فرمايد: اول همسايه، سپس خانه و اين روايت به شكل ديگري هم نقل شده است.
• آراستگي لباس، بدن و محيط زندگي
طبق روايات اهلبيت و براساس مطالعه سيره پيامبر و ائمه طاهرين بدست مي آيدكه طبق تربيت توحيدي و تخلق به اوصاف الهي كه از جمله آنها جمال الهي است خداوند متعال و پيشوايان ديني آراستگي نظافت و نورانيت آرايش و زيبائي ظاهري بدن، لباس،مسكن و ديگر امور زندگي را دوست دارند و برآن اصرار مي ورزند. به همين دليل در روايتي از امام صادق(ع) به مصاديقي از اين امور اشاره شده است:
اِنَّ اللهَ يُحِبُ الجَمالَ وَ التَجميلَ، وَ يكرِهُ البُؤسَ وَ التَّباؤُس: فَاِنَ اللهَ عَزَوَجَل اذا اَنعَمَ عَلي عَبدٍ نِعمَهً أحَبَّ اَن يَري عَلَيه أَثَرَها. قيلَ: وَ كَيفَ ذلِكَ؟ قال يُنَظِّفُ ثَوبَهُ، وَ يُطَيِّبُ ريحَهُ، وَيجَصِصُ دارَه، وَ يَكنِسُ أَفنِيَهَ، حَتّي اِنَ السِّراجَ قَبلَ مَغيبِ الشَمسِ يَنفي الفَقرَ وَ يزيدُفِي الرِّزقِ.
[امام صادق(ع): خداوند زيبائي و خودآرايي را دوست دارد و بينوايي و قيافه فقرآلود را ناخوش مي دارد هرگاه خداوند به بنده اي نعمتي دهد دوست دارد اثر آن را در او ببيند. عرض شد: چگونه؟ فرمود: لباس تميز بپوشيد، خود راخوش بو كنيد، خانه اش را گچ كاري كند، جلو در حياط خود را بروبد حتي روشن كردن چراغ پيش از غروب خورشيد فقر را مي برد و روزي را زياد مي كند] پس از دقت در اين روايت با مطالعه سيره حضرت زهرا(س) تمامي مصاديق و نمونه هاي زيبائي ظاعر زندگي همچون بهداشت و نظافت و آراستگي و استعمال عطر، همچنين بهداشت محيط زندگي و رسيدگي به آن قابل مشاهده مي باشد. در اقوال تاريخي و روايات آمده كه حضرت زهرا(س) خود شخصاً خانه و محيط زندگي خود را جاروب مي زده است. در خانه دائماً معطر و خوشبوترين عطرها بوده اند. لباس سفيد بويژه براي نماز از لباسهاي ايشان بوده است. داراي انگشتر و گردنبندي براي زينت بوده اند كه قصه انفاق گردنبند حضرت به فردي نيازمند هم در تاريخ ثبت شده است و بالاخره با كمك گرفتن از فضه خادمه و حفظ حقوق او در مديريت كار خانه به بهترين وجه تلاش و كوشش داشته اند.
• زيبايي و حسن چهره
حضرت زهرا(س) از جهت زيبائي چهره ظاهري و هندسه وجودي نيزي از امتيازات خاصي برخوردار بوده اند به شكلي كه اميرالمومنين مي فرمايد: هرگاه با پيامبر تنها مي شدم به من مي فرممود: يا اَبَالحَسَن ما اَحسَنَ زَوجَتُكَ وَ اَجمَلَها! اَبشِر فَقَد زَوَجتُّكَ سَيِدَهَ نِساءِ العالَمينَ.
) اي اباالحسن چه نيكو وزيباست همسرت فاطمه، برتو مژده و خبر به شادماني مي دهم كه من تو را به ازدواج سرور زنان جهان درآوردم(